‘Nevers’ Recap: Season 1، Episode 2 – ‘Exposure’

با رئیس جدید که اتفاقاً هم هست ، آشنا شوید رئیس واقعی

این هفته نوری ها نشان می دهد که چه کسی پشت عملیات هولناک دکتر هاگ (و عملیات) است ، و همچنین چند نکته در مورد رابطه بین مالادی و حقیقت را ارائه می دهد. چیزهای زیادی برای دستیابی وجود دارد ، بنابراین چترهای برقی خود را شارژ کنید و اجازه دهید آنچه را که در “قرار گرفتن در معرض” نوشته شده توسط جین اسپنسون اتفاق می افتد ، بررسی کنیم.

در صفحه نمایش لمس می شود | در چندین منطقه از لندن اوضاع برای اوضاع خوب پیش نمی رود ، از آنجا که یک زن به عنوان یک دختر فروشنده کار می کند و وقتی که در یک فروشگاه بزرگ کار می کند ، ناخواسته یک کلاه را شناور می کند. او به دنبال توانایی های خود می دزد که بسیار غریب است. در اختیار او ، یک قبضه دستی برای پرورشگاه آمالیا دارد.

در جای دیگر ، پلیس با یورش به یتیم خانه ، سوالات زیادی راجع به مری برایتون (خواننده ربوده شده توسط باند مالادی در قسمت قبلی) پرسید و نشان داد که True به نوعی بخشی از این باند است. (نگاه خاموشش در پاسخ او کمال است.) به محض اینکه پلیس از بین رفت ، لاوینیا بیدلو چند خبر دارد: در تلاش برای جلب توجه جامعه به عنوان انسان ، او قصد دارد یک سالن برگزار کند تا برخی از توانایی های دختران.

قرار گرفتن در معرض-فصل-1-قسمت-2بنابراین آدیر دسته ای از اتهامات خود را به جمع آورده و آنها یک سری ترفندهای مهمانی خود را برای ورم های جمع شده انجام می دهند … که تقریباً با آنها مانند حیوانات باغ وحش رفتار می کنند. این موقعیت به پنانس فرصتی می دهد تا با برادر لاویانیا ، آوی ، گپ بزند که به یاد می آورید او نیز تحت تأثیر ترانه ماری در اپرا قرار داشت. وقتی او از او می پرسد ، او می گوید که همیشه به پرندگان علاقه داشت. یک روز ، “من خواب دیدم کلاغ هستم … و بعد این اتفاق افتاد وقتی که خواب نبودم.”

آنها مدتی لوس می شوند (خیلی زیباست) ، اما لاوینیا خیلی زود اوگی را کنار می گذارد و به او می گوید که هیچ راهی وجود ندارد که بتواند با کسی “لمس و ایرلندی” باشد و به او هشدار می دهد که به شهرت پنسی فکر کند. بنابراین وقتی چند دقیقه بعد صحبت می کنند ، نسبت به او سرد است و او با ناراحتی از مهمانی از طریق نمونه اولیه اتومبیل خود میهمانی را ترک می کند.

یکی دیگر از نزدیکان | مری با کمک یک کارگر جنسی به نام دزیری که نوبتش این است که می تواند مردم را مجبور کند چیزهایی را که نباید به او بگویند ، بازرس موندی را مجاب می کند تا اعتراف کند که او نه تنها مری را نمی شناخت بلکه قرار بود آنها ازدواج کنند و او ایستاد بعد از یک سال نامزد شدن در محراب اشتراک واقعی با او این است که مری آهنگی را می خواند که فقط افراد لمس می توانند آن را بشنوند. “این درباره چیست؟” با زبونی می پرسد. او می گوید: “امید”. آنها نظریه پردازی می كنند كه مالادی توسط پزشكان مورد آزار و اذیت قرار گرفت و این كار از اوایل زندگی خود آغاز شد. آمالیا می افزاید: “مری باعث می شود شما احساس عشق کنید ، که برای شخصی مثل او وحشتناک است.” پس از یک موج دیگر که شامل مالادی است ، True از آن خارج می شود.

در مخفیگاه مالادی ، قاتل خشمگین خواستار این است که مری دوباره آواز بخواند – اما این کار ممنوع است ، زیرا مری فقط در صورت ترس یا ناراحتی می تواند آن سرود آسمانی را تولید کند. مالادی در سر و صدا خود ، همچنین در مورد روزی که “خدا” (همان کشتی عجیب و غریب در نمایش برتر) فرا رسیده است ، صحبت می کند و اینکه چگونه اکنون “دیو” پس از او فرستاده شده است ، “زنی که پوست خود را می ریزد”.

True سرانجام در مخفیگاه ، جایی که او و مالادی درگیر می شوند ، پیچ می خورد. True زمین او را در مورد چگونگی جمع آوری همه افراد تحت تأثیر قرار می دهد … اما مالادی فوق العاده در این کار حضور ندارد ، عمدتا به این دلیل که گروه وی مری و پنانس (!) را بر روی تاقچه ها ایستاده اند و حلقه هایی به گردن دارند. مالادی به آدیر می گوید: “شما همان زنی هستید که پوست خود را می ریزید” ، فقط او او را مولی صدا می کند. و این زمانی است که True متوجه می شود مالادی شخصی به نام سارا است. از مکالمه آنها ، ما می فهمیم که سارا پس از اینکه “مولی مرا به آنها تحمیل کرد” به خاطر “دو سال شکنجه” رنج کشید. متأسفانه متأثر از او ، گریه می کند وقتی پاسخ می دهد که گزینه دیگری ندارد. بنابراین مالادی یک اسلحه به او می دهد (و همچنین یک اسلحه): برای نجات پنسی به مری شلیک کن ، یا بالعکس – و اگر این کار را نکند ، هر دو خواهند مرد.

قرار گرفتن در معرض-فصل-1-قسمت-2در عوض ، True به خودش شلیک می کند ، سپس مالدی را به دنبال عواقب آشفته شلیک می کند. موندی و افسرانش ، دزیره ، خبر را از او بیرون کردند و پنسیس خودش را نگران می کند تا هرچه زودتر True را به دکتر کاوزن برساند.

کوزنز البته او را نجات می دهد ، اما این یک چیز نزدیک است و آدیر به محض اینکه می داند زنده خواهد ماند ، دوستش را روشن می کند. سپس او بر روی تخت بالا می رود و نزدیک می شود ، کاملاً راحت. آدیر می گوید: “بارهای زیادی وجود دارد که من به آنها توضیح خواهم داد ، اما بیایید فقط برای مدتی زنده بمانیم.” در همین حال ، مری می آید تا در پرورشگاه زندگی کند و او و فرانک شروع به ترمیم دوستی خود می کنند ، اگر نه چیز دیگری.

رئیس واقعی ، رئیس واقعی است | اما در مورد آن دختر فروشنده از قسمت آخر چه خبر؟ معلوم می شود آدرسی که او به آن رفته است یتیم خانه نیست بلکه یک جبهه دروغین برای آدمهای شیطانی ترسناکی است که می دیدیم مایرتل را در اولین نمایش سریال دنبال می کنند. آنها دختر را می گیرند و او را نزد دکتر هاگ می آورند.

و خیرخواه او ، که در پایان ساعت به محل کار خود می رسد؟ لاوینیا بیدلو خودش. در طول بازدید وی ، ما می بینیم که بیماران زومبی شده هاگ به کشف یک گوی عظیم الجثه و درخشان در جایی زیر زمین کمک می کنند. از این گذشته ، همانطور که بیدلو به طرز مرموزی به او یادآوری می کند ، “این سرگرم کننده نیست ، این جنگ است.”

حالا نوبت شماست. نظر شما در مورد این قسمت چیست؟ صدا در نظرات!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *